سيد محمد كمره اى
100
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
بيچاره از زانو به پايين اظهار بىحسى [ مىكرد ] و گفت كليه احتمال اغتشاش را دارد . دكتر سعيد خان را از من خواست . چون دكتر حصبه گرفته ، وعده دادم بعد از خوبيش عرض [ كرده و او را ] مىآورم . وجهى تقديم ، بعد بيرون آمده منزل احمد آقا ، درب خانهاش ملاقات ، بعد خانم آقا سيد عبد الرحيم كاشانى ؛ نبود . خانه طالقانى ؛ نبود . نجم نبود . آقا سيد حسين را ملاقات . صدرائى ؛ نبود . بيان الدوله ، ميرزا عبد الوهاب خان ، جليل الملك نبودند . نيم از شب منزل حاج جلال لشكر ، ميرزا عباسقلى خان دالائى هم آنجا بود . به قدر يك ساعت نشسته ، چايى خورده ، بلند شدم رفتم منزل حاج صادق بانكى ، نبود . قبلا رفتم منزل يمين الملك ، نيم ساعتى چايى و شيرينى خورده بعد خانه آمده ، با بچهها خورشت اسفناج و ماهى و چلو كه بقيه ناهار بود خوردم . من كه عصر نبودم معتمد الدوله ، مشير اكرم ، دكتر انتظام الحكماء ، آقا ميرزا حبيب الله خان پستخانه با ميرزا مهديخان و ميرزا آقا خان اجزاء پستخانه هم تشريف آورده بودند . كاغذ تقاضاى حكومت نظام السلطان را كه رئيس الوزراء و وزير داخله قبول نموده بود آقاى مرآت الممالك نوشته فرستادند . حاج سالار منصور هم عصر آمده بودند . [ امور روزانه ] يكشنبه 11 جمادى الثانى . - صبح آقا شيخ محمد على قزوينى ، آقا سيد على ( اخوى مساوات ) ، پسر آقا ميرزا مهديخان ، تحرير ، ميرزا على خان آمده قدرى صحبت ، ننه اسماعيل هم به خانه آقاى خلخالى براى ناهار تا عصر رفته ، ما هم ناهار با احمد ماست و نان و قدرى ماهى و نرگسى خورده ، چايى مشغول . آقا ميرزا يحيى خان آمده بعد ميرزا محمد خان منشى غرب ، تلگرافات اميرنظام و امير همايون رؤساى ايلات را نوشته به ميرزا محمد خان دادم كه به تلگرافخانه برساند . آب هم آمد ؛ احمد مشغول آب باغچهها . عبد الحسين ميراب فهميد كه باغچهها را آب مىدهيم ، آب [ را ] قطع [ كرد ] پنج قطعه باغچه بيشتر آب نخورده ، من هم منتظر آقاى اكبر آقا كه باهم برويم منزل حاج محمد نراقى . مقارن غروب بيرون آمده ، تنها ، سرم هم درد مىكرد . صحبت تقسيم اراضى رفتم گوشت خريده مراجعت نمايم ؛ معلوم شد گوشت امروز هم نبود . سه روز است گوشت نكشتند . به خانه آقاى آقا ميرزا مسيح اروميهاى رفته ، علاء الحكماء